آرامش
پس بکوشیم طوری زندگی کنیم که وقتی می رویم تنها ما بخندیم و بقیه گریه کنند.
پس بکوشیم طوری زندگی کنیم که وقتی می رویم تنها ما بخندیم و بقیه گریه کنند.
به تواناییش ایمان داری
وقتی خدا مشکلت رو حل نمیکنه
به تواناییت ایمان داره
به درون خود مراجعه کن و از خود بپرس
اگر تمام آنچه را که طی عمری ساخته ام، به ناگاه از دست بدهم، چقدر شهامت تحمل و بازسازی مجدد آنها را خواهم داشت؟پاسخ شما بهترین آزمایش شهامت شما ست...رازی که پنهان خواهی با کسی در میان منه ، اگرچه دوست مخلص باشد که مرآن دوست را نیز دوستان مخلص باشد...
سخن نیکو صدقه است وصدقه بر خویشان هم صدقه است هم صله...
سور چرانی به فرزند خود گفت" پسرم! اگر در مجلسی جا، بر تو تنگ بود، به کسی که در کنار توست بگو:مبادا جای شما را تنگ کرده باشم!!!و او از جای خود می جنبد و جا بر تو باز می شود...
حکیمی می گوید:صبر دو کونه است: صبر بر آنچه ناخوش است و صبر بر آنچه دوست داشتنی است. اما شدیدتر از این دو، صبر بر نفوس است...
کشکول شیخ بهایی
یا علی ما به تو قول می دهیم راه تو را ادامه دهیم...
یا علی جان شکرت...
پدر عزیزم همین که علی گونه با دستان ارزشمندت برای زندگی میکوشی، سپاسگزارم.
پدر عزیزم بخاطر تلاشهایت برای آسایش فرزندانت سپاسگزارم.
پدر عزیزم برای وجود ارزشمندت در زندگیم باید هر روز خدا را هزار بار شکرکنم.
پدر عزیزم اگر زحمات و دعاهای خیر شما نبود امکان نداشت حتی جایی که هستم، باشم.
شما علی گونه بدون هیچ چشمداشتی همچنان زحمت می کشی.
پدر عزیزم امیدوارم جوری که شما میخواهید پیشرفت کنم بلکه برای راحتی شما کاری کنم بلکه.
پدر عزیزم دستان زحمتکشت را میبوسم امیدوارم هزار روز پدر دیگر برایت بنویسم.
پدر عزیزم با تمام وجود دوستت دارم و برای سلامتیت همیشه دعا می کنم.
تا چند لحظه ی اخیر زنگدیم هنوز نمی دونستم واقعا نمی دونستم که چه لحظه هایی پیش میاد که تصمیم گیری و حتی تفکر مشکل ترین کار میشه کاشکی یه همچین حالتی را هیچوقت نداشتیم و همیشه از همه چی آزاد بودیم ولی خودمونیم این جور لحظه ها هم برای زندگیمان لازم است اصلا برای اینکه اسم زندگی، زندگی باشه باید همه جور لحظه رو تحمل کنیم. کاش میشد لحظه ها را البته منصفانه به نحو خودمون تموم می کردیم. کاش لحظه تغییر دادنی بود. کاش ثانیه ها متوقف می شدند. کاش زمان را متوقف می کردیم و در خودمان می اندیشیدیم که کجای این جهان هستی هستیم، اصلا داریم چیکار می کنیم. آره میدونم هر کدوممون کم و بیش هدفمون مشخصه، ولی آن هدف خودش رو به سوی کجا دارد.
وقتی بدون توجه به لحظه ها و... کمی فکر می کنم کمی روح خودم رو آزاد می زارم میبیبنم اگه این همه کار هم بشه بازم باید در همون لحظه ها تغییر اساسی را بدیم بازم نباید بزاریم لحظه های بیشتری از دست بره.
خدایا ای خدای مهربان ما را به خودمان وامگذار خواهش می کنم.
گياه خاكشير
اين گياه استفاده دارويي و غذايي دارد از جمله رفع كننده گرمازدگي و ضد اسهال است.
اين گياه اوايل بهار رشد مي كند و اواسط ارديبهشت ماه به گل مي نشيند و تا اواخر خرداد ماه دانه اين گياه كه موارد استفاده زيادي دارد، قابل بهره برداري است.خاكشير از زمانهاي گذشته كاربرد داشته است و بهترين كاربرد آن به خاطر خاصيت ضد عفوني كننده اش مي باشد و براي ناراحتيهاي روده مثل اسهال و يا حتي يبوست مفيد است.
اين گياه را بصورت خيس كرده استفاده مي كنند و در موارد جراحات و تبهاي زياد بسيار مؤثر است و همچنين بو داده ي آن اسهال هاي سخت را درمان مي كند.
ذهن ما باغچه ایست
گل در آن باید کاشت
و نکاریم علف هرز در آن
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است.........
زندگی سخاوتمند است و انسان تنگ چشم. گویی مغاکی میان زندگی و نوع بشر وجود دارد و برای عبور از این مغاک شهامت لمس کردن روح خود و دگرگون کردن سوی آن لازم است. آیا حسرت سزاست؟
جبران خلیل جبران
من نیازمند آنم که بگذارم چیزهایی که باید، رخ بدهند، پس باید برای حوادث غیر مترقبه آماده بود. برای من، هر روزی که می گذرد متفاوت است، و وقتی هشتاد سالم بشود، همچنان منتظر تجربه هایی خواهم بود که درون و بیرونم را دگرگون کند. وقتی پیری فرا می رسد، دیگر به کارهایی که کرده ام نخواهم اندیشید، دیگر گذشته است. می خواهم از هر لحظه ی زندگی که هنوز برایم باقی مانده، استفاده کنم.
نه برای مسائل مهم، که تنها می توان برای کارهای خرد برنامه داد. آن که برای برنامه های مهم برنامه می ریزد، همه چیز را به مسائل کوچک تبدیل می کند.
جبران خلیل جبران
تو حتی با پروانه ها هم قهری
و شمع....
در غربت تو نیز یک قربانیست
و برگشتم
گریه کردم...
در ریزش جیوه، آینه شیشه شکست
باز در آینه گشتم، با یک نقطه ی تاریک
تا انتهای لحظه های پر فراز
تاریکم، تاریک تاریک
پشت شیشه تاریکی است
رعد کسی را با خود می آورد و می برد.
رنگ جادو، رنگ بارانی است که می شوید پنجره را
کسی فانوس به دست کلبه ی مرا می نگرد.
ما دیگران را تا آن قسمت از جاده که خود پیموده ایم می توانیم هدایت کنیم.
اسکات پک